على محمدى خراسانى
330
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فرض مىكنيم كه 40 نفر ديگر هم عالمند و هم سيّد و مادّهء اجتماع دو خطاب مىباشند . منتها اگر مادّهء اجتماع را از خطاب اوّل گرفته و به عام بعد بدهيم ، عام اوّل قليل المورد مىشود و تنها بيست نفر را شامل مىشود ، ولى اگر از عام بعدى گرفته و به عام اوّل بدهيم ، صدمهاى به عام بعدى وارد نمىشود ؛ زيرا سيّد در عالم فراوان است . منحصر به 40 يا 50 نفر نيست و لذا در چنين مواردى آن عامّى كه قليل الافراد است به منزلهء نص در اين 40 نفر است ( چون هرچه افراد كمتر و دايره تنگتر باشد ، ظهور و دلالت قوىتر مىشود و شبيه نص و صريح است . ) و عام ديگر چنين نيست و تنها به ظهورش اينجاها را شامل است و آنكه اظهر يا به منزلهء نص است مقدم مىشود ؛ امّا نه از باب انقلاب نسبت و اينكه عام اوّل پس از تخصيص به خاص سوّم ، نسبت به عام سوّم اخص مطلق شده و . . . كه ما براى انقلاب نسبت ارزشى قائل نشديم ، بلكه از باب اينكه احد العامين كالنص و ديگرى كالظاهر است و نص يا اظهر است مقدم مىشود .